آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
پرتو عشق
سلام.سعی دارم توی این وبلاگ مطالبی بزارم که خوشتون بیاد
و من اینو می دونستم تـــــو کجـــــــــــایی سهـــــــــــــراب ؟ چشم ها را بستند و چــــــــــه بـــــــا دل کردند وای سهراب کجایی آخـــــــــــــــــر ؟؟؟.. زخم ها بر دل عاشق کردند خــــــــون به چشمان شقایق کردند آب را گـــــــل کردند تـــــــو کجایی سهراب ؟؟؟؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند ، همه جا سایه ی دیوار زدند ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالــــــــــــــــی است! دل خوش سیـــــــــــــــــــــری چند ؟؟؟؟ صبـــــــــــــــــر کن سهـــــــــــــــراب...! قایقت جـــــــــــــــا دارد ؟؟ می گفت پای رفتن ندارم؛ راست می گفت با سر رفت… سه شنبه 21 شهريور 1391برچسب:, :: 20:47 :: نويسنده : هستی خسروی
از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم توبرو........ اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو
فراموش کردنت اصلا کار سختی نیست کافیست چشم هایم را ببندم داراز بکشم و دیگر نفس نکشم...... گفت:اينقدر سيگار نكش ميميري. . .
یک شنبه 19 شهريور 1391برچسب:, :: 19:32 :: نويسنده : هستی خسروی
نشستمـ ... خَسته شُدمـ ... دیگـــر قایق نمے ـسازمـ ... پُشت دریاها هَر خبرے کـه مے ـخواهـــَد باشد باشد ... وَقتے از تو خبرے نیس ... قایق مے ـخواهمـ چـه کار... !!! مــَرا همین جزیره ے کوچک تنهایـے هایَمـ بَس است .. دلم با تو بود |
|||
![]() |